بهش گفتم بابا؟ گفت جانم. گفته بودم که، همیشه میگه جانم. گفتم اسم مغازهتو میخوای چیبذاری؟ گفت:«زمستون»
خندیدم.
پ.ن: متاسفانه بازم باید تحملم کنید :|
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
عصن من از «حالم به این مردم دروغای بدی میگم» عصن خیلی چیزا..
حس میکنم یه بیشعور عوضی زشت چاق خنگ تنبل و بیمصرفم..
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
خدا
ببین هیشکی نیست.. تو باش.. تروخدا..
برچسب:
نویسنده: النا رضایی

که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید..
[96/03/21]
.
If you want to shine like sun ;
First you should bu like that..
[96/03/22]
.
You were the best thing that had ever been mine...
[96/03/26]
.
روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن؛
من کور باشم، کور باشم، کور باشم..!
[1396/04/10]
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
روزی زنی را خواهی دید، با شانههای افتاده و قامتِ خم که تمام سعیش را میکند محکم قدم بردارد. که دستهایش نلرزد. که مردمک چشمهایش دودو نزند.
تو اما، کت مشکیات را روی شانههای مردانهات مرتب میکنی و با نگاهی سرد، آدمهای توی کافه را نگاه میکنی.
نترس اگر آن زن، ناگهان جلویت نشست و فنجانت را از دستت گرفت و فریاد زد:«من دوستت دارم! میفهمی؟»
برچسب:
نویسنده: النا رضایی

که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید..
[96/03/21]
.
If you want to shine like sun ;
First you should bu like that..
[96/03/22]
.
You were the best thing that had ever been mine...
[96/03/26]
.
روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن؛
من کور باشم، کور باشم، کور باشم..!
[1396/04/10]
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
به قول علیرضا اذر
"مهمان به قند کن
چایت اگر دم است"
یه دهن شیرین زبونی کنید قند خونمون برگرده حج عاغا
ایش با اون چشاتون*____*
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
یا چش و چالم درد میکنه
یا مث الان خیر سرم خوابم میاد تو چالش و منچ و اینات میگیره:/
یعنی آه محمود زد به کمرم از وسط نصفم کرد!
گمونم از ته دلش دستشو مشت کرده کوبیده به قفسه سینش گفته الهی جزه جیگر بزنی صخی:/
اه چه قدر چرت میگم:/ محمود بدبخت :|
شب به خیر بابا:-D
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
آرایشگرهارا میگویم. همانها که صورتت را زخم میکنند و کلهات را مثلثی میکنند و موهایت را آنقدر کوتاه میکنند که پشتِ سرت جمع نشوند.
+کسی دستمال ندارد؟
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
میخواستم استوری بزارم،نت یاری نکرد.
برگردم خونه پست سفرنامهای مینویسم، الان خیلی داغان و خستهم.
ایـــنم داشته باشید :))
خاب فیلن خیدافیژ :**
برچسب:
نویسنده: النا رضایی
برچسب:
نویسنده: النا رضایی